فیلم عصبانی نیستم تحت سانسور زیاد ابتر شده است. داستان اخراج نوید مشخص نیست و همین مسئله باعث می شود مضمون فیلم در انتها بدرستی منتقل نشود، قطعا بیننده حدس هایی میزند اما تیغ تیز سانسور گلوی سازنده را بریده است و اجازه حرف زدن نمیدهد. درست یا غلط کاری ندارم اما فیلم خاصیتش را تا حد زیادی از دست داده است و شاید بهتر بود از توقیف نجات نمی یافت.معضلات جامعه، افراد کم برخوردار را عصبانی کرده است و قرص و دکتر لازم شده اند همه انگاری. حال و روز در زمان حاضر و دیروز و شاید روز بعدی ما است. یک خطی فیلمن
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
فسیل (۱۳۹۹) 33 ۱۴۰۲/۰۲/۰۵ حسین معماریان فیلم فسیل یک کمدی موقعیت که پیرنگ مشابهی با سریال زیرخاکی دارد. با این تفاوت که اینجا می تواند آزادانه تر شوخی کند و خنده بگیرد. اگرچه با جنس شوخی های جنسی اش موافق نیستم اما به خوبی توانسته ممیزی ها را دور بزند و خنده بگیرد. اما آنچه که باعث شد به این فیلم سه ستاره بدهم کمدی بودنش نیست، سطحی نبودنش است. کاراکترها از تیپ خارج هستند و قدری عمق دارند. اما هیچکدامشان نقطه عطف ندارند. اسی همان حزب بادی است که بوده، سعید هم همان حزب توده ا
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
دوزیست مجبور است زیرآبی رود. دیالوگی که فلسفه فیلم است و در کمال ناباوری وقایع را به جایی می رساند که بیننده هم برای حال و روز شخصیت های فیلم همین تفسیر را می اندیشد. بازی های خوب و درگیر کننده، موقعیت هایی نمادین و مضمونی اجتماعی مشخصههای اصلی این فیلم است. فیلم ها این روزها همگی نمادین و استعاره ای شده اند.فیلم با دو غافل گیری و نه تعلیق یا حل معما به خاتمه میرسد که این ضعف فیلم است. احساسات بیننده درگیر نمی شود چون تنها شخصیتی که تا میانه داستان با او همراه بود (جواد عزتی) نیز دیگر قابلیت همذ
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
این فیلم مرا به حال و هوای فیلم سرخپوست می برد. شاید دلیل اصلی این اتمسفر ناکجا آبادی، طراح صحنه خوب آن است که اتفاقا در سرخپوست نیز همان است. کاراکترهای جذاب، موقعیت جذاب، ریتم بالا و پر تعلیق و پایان کاری غافلگیر کننده. فیلم ایده های خلاقانه ی زیادی دارد، بردگی در پشت صحنه فیلم (که ایده بکری بود)، رو کردن بخت به یک بی چیزِ بی خاصیت (پیرنگ بلوغ)، مافیای فیلمسازی و گرفتن حق السکوت و جنجالی تر و استعاری تر از همه انتقام از جامعه.حادثه محرک از انفجارها ابتدا میشود که تقریبا میانه فیلم است اما بینن
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
فیلم پدر یا the father یک فیلم با ساختاری اروپایی است که به نظرم تعداد ایده در دقیقه اش زیاد نیست یعنی به عبارتی ریتم فیلم کند است اما ارزش دیدن را دارد. جایی خواندم فیلم هایی این گونه که هیچ چیزی در آن قطعی نیست و همواره بیننده در ابهام می ماند و حتی پایان کار بازی هم می تواند داشته باشد از فلسفه کافکا در مورد زندگی آماده است و این فیلم هم سعی کرده است تا این گونه باشد. فلسفه کافکا می گوید پشت وقایع زندگی علت و معلولی نیست و اتفاقات اتفاق می افتند بی دلیل و نکته دیگر گنگ و واضح بودن رخدادهاست ب
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
ماجرای چند میگیری گریه کنی ۲ در واقع ماجرای چند میگیری بیخیال شیه. فیلمی با ایده پردازی ضعیف و تکراری که دنباله ای ضعیف از سری قبل آن است. کاراکترها در حد تیپ باقی می مانند و آن بین یک کاراکتر هم که شخصیت می شود کلیشه فیلم های دهه هشتادی است. موقعیت طنز چندانی خلق نمی شود و فیلم پیرنگ ماجرایی دارد ژانری اجتماعی کمدی. شخصیت اصلی فیلم تکلیفش با خودش و زندگی اش مشخص نیست، حتی تحول و عاشق شدنش هم دمدستی است.
با احترام حسین معماریان
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
فیلمی ترسناک که صحنه های ترسناک چندانی ندارد و ولی ریتمی مناسب و جذاب دارد. علی رغم صحنه های کند بیرون پریدن ها که بر تعلیق فیلم اضافه میکرد. شخصیت های فیلم به طرز خاصی انتخاب شده اند، چهره هایی غیر عادی برای زن چشمان ته افتاده و مرد شخصیتی سادیسمی دارد، حتی بچه نیز پر رویا است و دوست خیالی عجیب دارد، از آن طرف هتلی که به دلایلی عجیب باید توسط چند نفر اداره شود و سابقه ترسناک این هتل که از همان ابتدا این عناصر نوید یک فیلم ترسناک را می دهند. سکانس هایی تاریخ سینمایی، ترکیب بندی های جذاب و زیبا
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
Hot fuzz (2007) 40 ۱۴۰۲/۰۳/۲۹ حسین معماریان یه فیلم خوش ریتم فانتزی کمدی و اکشن که پر از ایده های خلاقانه و ساختار شکنانه است که جذابیت آن را دو چندان کرده. کار آخری که از این کارگردان دیده بودم baby driver بود و از آن هم لذت بردم اما این کار برخلاف کارهای دیگر کارگردان برای جذابیت بیشتری داشت. لحظات درخشانی به لحاظ موقعیت کمدی در این فیلم وجود دارد که قابلیت ایده گرفتن دارد. اگر دنبال خلاق شدن در اجرا هستین این فیلم رو توصیه میکنم. نکته جالب دیگری که در مورد این فیلم وجود دارد خلاقی
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
اگرچه فیلم دیر شروع کار می شود و تا حدی از اواسط فیلم میتوان پایان کارش را حدس زد اما خاتمهی غافل گیر کننده دارد و در انتها آدمو به فکر وا میداره. بازی های خوب، ایده خلاقانه فیلم رو درآوورده.
استفاده از نمادها در این فیلم به خوبی انجام شده، گوزن، سیاهان.نیاز کاراکترهای متخاصم در انتها به خوبی حس میشه و برای من معمولی قابل باوره که مثلا بخوام پدرم عمر بیشتری بکنه و جوان بشه، حتی اگه لازم باشه کسی این وسط قربانی بشه. توجیه های زیبایی هم هست اونو که نمیکشی و بخشی از وجودش زنده است. و پدر فقط از تو
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
فیلم در مورد ورود وکیل به دنیای غرب وحشی است، جایی که اسلحه قانون است و وکالت سودی ندارد. فیلمی جذاب با ریتمی مناسب که جذابیتش را از داستان و پیرنگ اصلی و فرعی اش می گیرد. یک وسترن با شمایل های عین به عینش. با این تفاوت که خبر از سرخپوستان نیست و سواره نظامی وجود ندارد. کلانتری می خواره و ترسو دارد و قدرت شهر در دستان دو گاوچران است. یکی خوب و جنتلمن و دیگری یاغی و دزد دلیجان. یکی در ابتدای فیلم مرگش را عزا می گیرند و دیگری در اواخر فیلم با مرگش پایکوبی می کنند و قهرمانی که تصمیم بحرانی را می گیرد اما جانش را گاوچران خوب نجات میدهد. این فیلم نمادها و استعاره های زیادی دارد و من را بوجد می آورد. پر از نکات جالب نمادین و مفهومی است و چند دیالوگ دارد که بسیار زیبا و پر مغز هستند و نه تنها مضمون فیلم را بیرون می ریزند بلکه صحنه هایی از فیلم را نیز برای بیننده مجددا تداعی می کنند. مثل دیالوگ رییس قطار به سناتور یا همان وکیل سابق در مورد خدمتش به او به خاطر کشتن والانس نه به خاطر سناتور بودنش و ما میدانیم که وکیل این کار را نکرده بلکه مردی این کار را کرده که اکنون مرده و سناتور برای پاسداشت او بازگشته است.موارد معدودی هست که چندان پرداخت نشده اند و بهتر بود بازنویسی می شدند. مثل حضور روزنامه نویسی در شهری با مردمان بیسواد.فیلم با ورود زن و مردی به شهر آغاز میشود خیلی زود می فهمیم که مرد سناتور است و آدم مهمی است و روزنامه میخواهد با او مصاحبه کند. آن ها برای خاکسپاری مردی آمده اند. در مصاحبه به قلب داستان وارد می شویم. جایی که برای اولین بار مرد در زمان مجردی اش به شهر وارد می شود. در حالی که وکیل است. او توسط راهزنی به نان والانس حسابی مجروح شده است. وکیل مدتی در کنار زن آینده اش
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
فیلمی در ژانر فانتزی کمدی و ترس. شخصیت ها به شکل کلونی زندگی می کنند. دو زن و یک مرد باهم. سه مرد دیگه هم باهم به شکل هم خونه. حالا این وسط یکی از این زن ها با یکی از مردای اون ور دوستن. خود این موقعیت سمه. حالا بهش درگیری با زامبی ها رو اضافه کنید. جایی که تصمیم میگیرن که برای نجات از دست زامبی ها اداشونو در بیارن و اونجا که شاون (شخصیت اصلی فیلم) دوست صمیمی شو که آخر فیلم زامبی شده مثل حیوان خانگی نگه داشته اوج خلاقیت فیلمسازه. قواعد زامبی همان است که در فیلم شب مردگان زنده بود اما نوآوری هایی به آن اضافه شده است. فرار آن ها به یک بار جزو مسخره ترین ایده های این فیلم است و با مزه ترین و البته پر استعاره ترین بخش فیلم جایی است که شاون و رفیقش تصمیم میگیرن برای نجات از دست دو زامبی به سمت آن ها دیسک های موسیقی پرت کنند، انتخاب آن ها از یک جعبه پر از دیسک های موسیقی جالب توجه است.
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی
فیلمی در مورد نژاد پرستی در آمریکاست. سیاه ها و سفیدهای افراطی. یک پلیس سیاه با استعدادی که دارد در هر دو گروه نفوذ کرده و اطلاعات مفیدی بدست می آورد. فیلم جذابیت داستانی زیادی ندارد و ریتمش بالا نیست. از یه جایی به بعد بیشتر شبیه بیانیه است تا فیلم. شعارهای ضدنژادپرستی کارگردان در انتهای فیلم بشدت حس می شود و آنجا که تصاویر واقعی از تظاهرات ها را به تصویر می کشد بیشتر. به غیر از موقعیت اصلی ایده جذابی ندارد و در مقایسه با فیلم هایی مثل مسیر سبز هنری هم نیست.
برچسب:
نویسنده: آرمان عابدی