خرید بک لینک

فیلم عصبانی نیستم تحت سانسور زیاد ابتر شده است. داستان اخراج نوید مشخص نیست و همین مسئله باعث می شود مضمون فیلم در انتها بدرستی منتقل نشود، قطعا بیننده حدس هایی میزند اما تیغ تیز سانسور گلوی سازنده را بریده است و اجازه حرف زدن نمیدهد. درست یا غلط کاری ندارم اما فیلم خاصیتش را تا حد زیادی از دست داده است و شاید بهتر بود از توقیف نجات نمی یافت.

معضلات جامعه، افراد کم برخوردار را عصبانی کرده است و قرص و دکتر لازم شده اند همه انگاری. حال و روز در زمان حاضر و دیروز و شاید روز بعدی ما است. یک خطی فیلمنامه روشن است، پسری عاشق دختری است و دیوانه وار هم را می خواهند، اما فقر بجای آن ها تصمیم میگیرد و کلیشه تکراری خواستگار پولدار به جای عشق بیکار و بی عار. شغل ها در این فیلم شرخری و دلالی است. تولید کننده ها هم در ترس ساکت شده اند. همه چیز در این فیلم حرف می زند و حرف دارد بزند حتی تدوین و پلان های خارج از کنترلش. واقعیت و خیال چندین جا در هم می شود همان چه که فیلمساز از جامعه رویا زده و کمال گرای ما می بیند و اینکه باورمان نمیشود آنچه بر سرمان می آید و می آورند.

فیلم عصبانی نیستم (۱۳۹۲)

این تحلیل سیاسی نیست اشتباه نکنید. تحلیل این فیلم است. فیلمی که تنها راه حل مشکلات را در فراموشی، عصبانی نشدن و مذاکره می داند. تصمیمی که در انتها نوید عصبی هم میگیرد.

دکوپاژ عجیب و تدوین غیر معمول این فیلم نیز در خدمت مضامین فیلم است.

حسین معماریان

برچسب: نویسنده: آرمان عابدی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 13:46

صفحه بندی