خرید بک لینک

فیلمی کوتاهی اجتماعی با ریتمی کند و دکوپاژهایی ساده که سعی دارد فیلمی بلند شود اما تایم بلندش به داستان دو پرده ای اش کمکی نمی کند. پلان های طولانی از یک بازیگر در یک مکالمه دونفره خصوصیت بارز این فیلم است. پیام فیلم هم بنظرم اینه که چی میشه یه زن خانه ساده قاتل هفت پیرزن بشه و بقول یکی از اقوام نرفته سراغ یه طلافروش‌رسانی و از کشتن پیرزن ها به این ثروت دست پیدا میکنه. چرا چون هرکسی که یاد مادرش بندازتش باید کشته بشه پس مادرشو چرا نمیکشه چون کشته اش البته توی ذهنش. زن دو تا بچه داره که همش درگیر اوناست اما چی میشه که همچین میشه کسی چه میدونه؟ شاید زمان آینده بفهمی زنت هم همچین کرده. همین قدر یلخی. حداقل عنکبوت شرف داشت به این فیلم کوتاه.

زن روانی است ولی کارگردان او را عادی نشان میدهد و حتی آن انتها که آمده تا نشان دهد چه بلایی سر قربانیانش می آورده هم عادی است بدون ناراحتی شرح میداد که چه کرده. بیننده آخرین کسی است که از ماجرا مطلع میشود و تقریبا یک زن معصوم را قاتل می بیند و چون با او همراه شده و همذات پنداری کرده انتهای فیلم نمی داند چه باید بکند و چون دختر بچه زن ترجیح میدهد همراهی اش با فیلم را قهر آمیز و گاهی بهت زده اتمام دهد.

طلاخون (۱۳۹۹)

در این بین بازی دختر بچه قابل توجه است.

سکانس شستن خواهر در حمام سالن تکواندو کمدی بود و موجبات خنده شد. آخه چرا ادای دین میکنی به جدایی فرهادی برادر من؟ چه سنمی دارین با هم. بگذریم...

حسین معماریان

برچسب: نویسنده: آرمان عابدی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 13:46

صفحه بندی